ممنون که مصاحبه ی مارو قبول کردید
لطفا کمی ازخودتون و سابقه فعالیتتون بگین
محمدتقی دمیرچی هستم . ۶۶سالمه و نزدیک به ۴۵سال سابقه اجرایی در میادین کورس دارم ، درحال حاضر به عنوان یک تولیدکننده در مجموعه ای که ملاحظه می کنید و اسمش رو مرکز پرورش اسب مهیار گذاشتم مشغول به کار هستم . اینجا یه مزرعه پرورش اسب خصوصی متعلق به خودمه . چندتا مادیان شخصی و همچنین سیلمی مایجور رو در این مزرعه دارم.
در مدت ۴۵ سال سابقه فعالیتتون آیا در زمینه ی دیگری به غیر از اسب فعالیتی داشتید؟
به غیر از کار اسب ، زمین کشاورزی ای داریم که اون زمین هم از طریق درآمد اسب خریداری کردم و توی اون زمین جو می کارم وخوراک همین اسب ها رو تامین می کنه که در نهایت همه برمیگرده به همین اسب،خیلی خوشحال هستم که وارد این رشته شدم و اگربارها و بارها هم به عقب برگردم و حق انتخاب داشته باشم باز هم انتخابم همین اسبه. اما اگر دوباره بخوام انتخاب کنم به شکل بهتری عمل میکنم چون تجربیاتی که الان کسب کردم رو اون موقع نداشتم.
مشوق شما و عاملی که باعث شد وارد این رشته بشین چی بود؟
این علاقه نشات می گیره از دوران کودکی که ما توی روستا زندگی می کردیم و روستازاده بودم و توی روستا هم اسب زیاد بود برای رفتن به مدرسه مسافت ۱۰کیلومتری رو با اسب طی می کردیم . به همراه برادرم هیزم میاوردیم از جنگل و وسایل جابجا می کردیم و فعالیتهایی از این قبیل باعث شد که با اسب مانوس بشم . از سال ۵۳ هم به همراه یکی دونفر دیگه به عنوان یارکمکی وارد تیم فوتبال انجمن ملی اسب شدم که تیم در اون مسابقات اول شد. رئیس اونجا یه سرگردی بود که به عنوان قدردانی ازم خواست که اونجا مشغول به کاربشم ، البته اون زمان کار زیاد بود و من با علاقه ی قلبی و نه از سر اجبار اونجا مشغول نشدم . به هرحال برای آموزش سوارکاری عازم تهران شدم . اون موقع ۲۵ سالم بود ، اونجا یه دوره ۶ماهه آموزش دیدم ، منتهی من سوارکاری روبلد بودم اما به شکل سنتی . خدا رحمت کنه سرهنگ نشاطی رو . خیلی آدم سالمی بود یه آدم نظامی قانونمند و کاربلد و مدیر و مدبر . اوایل کار ما برامون سوال بود که چرا اینقدر سخت میگیره و این کارایی که از ما میخواد چه دلیلی داره. ۱۰-۱۲ تا اسب رو بهمون داده بود که مهتری شون رو بکنیم ، تمییزشون بکنیم و صبح تا غروب وقتمون رو صرف اینکار می کردیم . یه مدیری هم داشتیم به اسم سرهنگ ابراهیم پور ، که ایشون هنوز در قید حیات هستن که خدا عمر با عزت بهشون بده ، در هر حال اون دوره ای که ما در سال ۵۵طی کردیم ، شیوه نوین و اصول اسب داری و اصطبل داری رو یاد گرفتیم که نتیجه همون دوره ها باعث شد ما الان بتونیم به بهترین شکل این کارو انجام بدیم .
یه مربی سوئدی اومده بود به اسم پل وایر پیش ایشون هم آموزش دیدم ، دوره های زیادی رو سپری کردیم دوره ی چابک سواری ، دوره ی دامپزشکی ، دوره ی نعل بندی و…. اون موقع یه ویژگی خوبی که داشت این بود که اول کار رو کامل یاد میدادن بعد ازت کاری میخواستن . یه مربی مطرح آورده بودن به اسم مارکل که به بچه ها چابک سواری رو آموزش میداد . سال ۵۵ برگشتیم تهران بین بچه های اون دوره فقط من مدرک دیپلم داشتم که باعث شد بتونم استخدام بشم .
از خاطرات اون روزها بگین و اینکه بهترین روز و بدترین روز زندگی ورزشیتون چه روزایی بوده؟
خاطرات اسبدوانی همه شیرین هستند . اینهمه سالی که کنار اسب ها زندگی می کنم لذت بوده ، زحماتی که کشیدم و فشارهایی که تحمل کردم ، چون به نتیجه رسیدم همش برام بهترین روزا بود . کره ای رو تولید کردم به اسم چکاوک که از مادر ترکمن هست و تونسته ۶۴بار توی کورس تروبردها برنده بشه . الان نسل ششم وهفتم همون کره رو دارم . میشه ازهمون لحظاتی که اسب میدوه و استرسی که بهت وارد میشه، عشق و لذت برد همه اینها خیلی جذاب و خاطره انگیزه ، چون من هیچ علاقه ای به شرط بندی ندارم ، اگر اسبهام برنده بشن خوشحال می شم و وقتی هم که میبازن یه لحظه ناراحت می شم و یادم میره ، ولی خب بدترین خاطره ام اینه که دوتا مادیون تولیدی ام حامله می شدن کره به دنیا میاوردن ولی بعد از ۲الی۳ روز می مردن . ۱۰سال بود که این اتفاق تکرار می شد و نمی تونستیم هیچ دلیلی براش پیدا کنیم . سال ۷۹ بود که رفتم زیارت خانه ی خدا ، یه مادری بود که خدا رحمتش کنه بهم گفت پسرم اولین بار که به خانه ی خدا نگاه کنی هر آرزویی داری براورده میشه . وقتی که چشمم به کعبه افتاد همونجا سجده ی شکر کردم و اولین آرزوم ، آرزوی شخصی نبود و آرزوی وحدت مسلمانان ونجات مردم فلسطین بود و آرزوی دوم ام این بود که خدایا این نازنین ما رو هم ناامید نکن و کره اش این بار بمونه وخداروشکر خدا آرزوم رو براورده کرد .
الان همه ی اسب هایی که توی مزرعه دارم و به زندگی ام برکت داد از همین نازنین (مادیون) بوده . یادم میاد این مادیون خیلی اذیت می شد، وقتی کره اش می مرد ، خیلی عصبانی می شد و اصطبل رو بهم می ریخت . من آخرین بار که کره اش مرد به بچه ها گفتم که کره اش را ازش جدا نکنین بذارین یه روز کنارش باشه ، فردا که کارگر اومد جنازه ی کره رو برداره ، این مادیون به کارگر حمله کرد و نزدیک بود کارگر را بکشه .
سوالی که برام مطرح میشه اینه که چرا مادیون اینقدر وابسته است به کره اش؟
ببینید اسب از خیلی نظرها به ما آدم ها شبیه است . مثل ما آدم ها زایمان می کند . نوع زایمان ، مدت بارداری ، تولد ، که مثل انسان تک زاست و خیلی موارد دیگر .
احساس خودتون رو نسبت به اسب، اگه بخواین در یک جمله خلاصه کنید چی میگین؟
من ۵۰سال با اسب زندگی کردم ، شاید قیاس درستی نباشد که اسب را با خانواده مقایسه کنی ، اما در حقیقت مثل جزئی از خانواده انسان هست . همین سیلمی مایجور که دارم ، یه بار داشتم می گرداندمش که دیدم یه سنگ زیر خاک نصفش دراومده ، سنگ را با کلید دراوردم که به حیوان آسیب نزنه . خم شدم ، فکر کرد من چیزی برداشتم که بهش آسیب بزنم . حیوان ترسید و رم کرد و روی پاش بلند شد. من چند تا غلت زدم و خوردم زمین. تو اون لحظه از ترس یه حالت خفگی پیدا کردم . کارگرمون هم رفته بود و من تنها بودم . وقتی که هوش و حواسم برگشت ، چشمم رو که باز کردم دیدم اسب بالای سرم وایساده . ببینید اسب خیلی درک داره و وقتی دید این اتفاق برام افتاده بالای سرم ایستاد . متاسفانه باید بگم اسب شعورش از بعضی آدم ها بیشتره .
تا به حال توی کورس مسابقه ای داشتین؟
نه چون جثه درشتی داشتم و همون دوران جوانی هم که فوتبال بازی می کردم ، ۷۰-۸۰کیلو بودم ، نمی شد چابک سوار باشم. خب ببینید بعضی از چابک سوارها درامد هنگفتی دارن ، یه چابک سوار انگلیسی هست که به اسم توتورین اگر اشتباه نکنم ، هواپیمای شخصی داره و قصرش از قصر ملکه انگلستان هم مجهزتره .
تو ایران وضع چابکسوارهای ما خوبه؟
نه توی ایران چابکسوارها درآمد مناسبی ندارن . من تا وقتی پام رو خارج از کشور نذاشته بودم فکر می کردم دنیا مثل شهرم گنبده ، ولی متاسفانه وقتی گنبد رو با جاهای دیگه مقایسه می کنم اصلا و ابدا شرایط و امکانات قابل مقایسه نیست .
نظر شما درمورد شرطبندی یا پیش بینی مسابقات اسبدوانی چیه؟
چون اگر این شرط بندی نباشد شاید استقبال مناسبی از مسابقات نشه ؟
ببینید ارتباط شرط بندی و اسب دوانی مثل ارتباط روح و انسان می مونه . همونطور که اگر روح رو از انسان بگیرن جسم خالی می مونه که هیج کارایی ای نداره . اما باید بگم که در هیچ کدام از کشورهای اسلامی هیچ شرطبندی ای وجود ندارد من هم به شخصه در این ۵۰سال که در اسبدوانی مشغول بودم ، حتی یک ریال هم شرط بندی نکرده بودم و هیچ علاقه ای هم به این کار ندارم .
کمی هم از سختی ها و دشواری هایی که تو این مسیر طی کرده اید بگویید ؟ تا حالا شده که اگه به عقب برگردید این رشته رو انتخاب نکنید؟بالاخره در این مدت روزی بوده که خسته شده باشین؟
بله سختی های زیادی توی این کار متحمل شدم . اما وقتی یک لحظه به اسب ها نگاه میکنم ، همه ی سختی هارو فراموش میکنم. من هرروز ۶صبح بیدار میشم که بیام بالاسر اسب هام .
آیا این کار رو به عنوان شغل ثابت برگزیدید؟
اینقدر این کار زمان بر هست ، که سالی به ۱۲ماه مشغولش هستم . چون سالیان سال هست که متولی کورس هستم ، حتی جمعه هم مشغول به کارم. پس وقتی برای این کارها ندارم. یکی از کارهام هم تکنسین دامپزشکیه که بخشی از زمانم رو میگیره .
بزرگترین مشکلی که در حال حاضر صنف اسب کشورمون داره که برطرف شدنش خیلی لازمه، چیه به نظرتون؟
این که مشکل قرنطینه و صادرات و واردات اسب آزاد بشه خیلی اتفاق مهمیه . در زمان قبل از انقلاب اسبهای پونی و اسبچه پونی و اسبچه خزر رو آوردن گنبد ، یه گله حدود ۵۰-۶۰ تا ، تا جایی که ذهنم یاری میکنه .من روسرپرست این اسب ها کردن تا این که به انقلاب خورد و خانم لوئییز رفتن و فعالیت ادامه پیدا نکرد و خیلی از اسب ها فروش رفت. درمجموع اسب های اصیل خوبی بودن.
دو نژاد اسب ترکمن وجود دارد یکی به نام یموت که صرفا مختص به کشورخودمان است و نژاد دیگر آخال تکه که مربوط به کشور ترکمنستان است البته خب این سرزمین هم مختص به کشور خودمون بوده. الان هم خوشبختانه داره خیلی کار میشه روی اسب ترکمن. هر ساله اردیبهشت ماه جشنواره اسب ترکمن رو داریم در منطقه صوفیان . باشگاهای پرورش اسب ترکمن هم کم نداریم در این منطقه و اینکه الان سیستم منظم تر شده نسبت به قبل.
جایگاه اسب ترکمن در بین اسب های کورس در دنیا رو چطور میبینید؟
مقایسه با نژادهای دیگر کار صحیحی نیست . هر نژادی ویژگی های مختص به خودش رو داره . مثلا درست نیست یوسین بولت را با دونده های خودمون مقایسه کنیم . اسبهای ما از نظر استقامت و از نظر هزینه و شرایط نگهداری بهتر هستند . من یه سفر که به استان فارس داشتم برام جالب بود که دیدم توی این استان هم اسب ترکمن و آخال تکه پرورش میدن .
چرا در این منطقه (بندرترکمن و گنبد) مردم فقط به اسب ترکمن و کورس علاقه دارن و در زمینه های دیگر مثل زیبایی و پرش فعالیتی نمیشه؟
ببینید هر اسبی در خطه و زیستگاه خودش جایگاه خوبی برای رشد و پرورش داره . اگراینجا اسب عرب بیاریم مردم استقبال نمی کنن میتونم بگم توی ذات و خون مردم این خطه علاقه به اسب ترکمن و رشته اسبدوانی وجود داره . ببینید کورس فقط یه مسابقه نیست کورس یه صنعته ، کورس در بعضی کشورهای دنیا ارزش ودرآمدزایی خیلی بالایی داره .
آیا رشته اسب دوانی هم مثل رشته پرش پرهزینه است؟
نه توی کورس اگر شخصی شرایط و استعدادشو داشته باشه راحت اسب رو در اختیارش قرار میدن . توی کورس مربی نقش پررنگ و تاثیرگذاری داره و نقش مالک اسب بیشتر به عنوان یه سرمایه گذار مطرح هست ، فلذا اگر چابک سوار خوبی باشی مشکل تامین هزینه برای ادامه این رشته رو نخواهی داشت . از جایزه ای که برنده بشی ۱۰درصد برای سوارکار و مابقی مبلغ جایزه بین مربی و مالک طبق توافقی که دارن تقسیم میشه .
بحث جایزه مطرح شد شما به عنوان شخصی که سالیان سال مسئول برگذاری و نظارت در مسابقات کورس استان بودید چقدر مواجه شدید با تبانی ها و مانع هایی که نتایج رو تعیین میکنه ؟
ببینید این مسئله تنها در اسبدوانی نیست هر جایی که پول باشه امکان فساد هم وجود داره . یه کم در این زمینه سیاه نمایی شده واسم کورس بد در رفته . منکر وجود این دست تبانی ها نمی شوم اما درصد خیلی کم است . بیشتر این اتفاقات هم بین مالکان و مربیان رقم میخوره و اگرسواری از قصد اسب رو خوب ندونه یا به اصطلاح دهنه بکشه مشخص می شه چون مالک و مربیها که حرفه ای هستن خیلی راحت متوجه میشن .
چطور مالک و مربی تبانی میکنن بدون اینکه سوارکار متوجه بشه؟
خیلی راحت . قبل از مسابقه اسب را آماده نمی کنن برای مسابقه و اسبی که قهرمان بوده و خیلیا روش شرط بستن توی مسابقه جایگاه های آخر رو می گیره و در این وسط معدود افرادی که در این جریان خبر دارن ، شرط های سنگین می بندن و پول نا مشروع زیادی به جیب می زنن و جریان مافیا اینطوری شکل میگیره .
اگر فرض کنیم که رشته ای به نام کورس وجود نداشت شما انتخابتون چه رشته ای بود؟
ببینید این سرنوشته که باعث میشه که شما بتونید توی هر شغل و شرایطی پیشرفت کنی . من وقتی جوان بودم فوتبالیست بودم و به واسطه ی یه مسابقه ی فوتبال سوق پیدا کردم به اسب . ما ۸ نفر بودیم که استخدام شدیم، اونها وارد کارهای دیگر شدند و این سرنوشت یا علاقه ی من بود که الان یه مزرعه پرورش اسب دارم .
به نکته ی جالبی اشاره کردید سرنوشت انسان رو چه چیزی چیز مشخص می کند؟
۱) عمل غایب: زمان فرارسیدن مرگ رو هیچ وقت نمیدونی چون همونطور که از اسمش مشخصه غایبه
۲) دیدار غایب: اینکه الان که اینجا هستم چه ضمانتی هست که دوباره برگردیم و خانوادمون رو دیدار کنیم؟
۳) نصیب غایب: این نصیب و قسمتت از زندگی چی هست؟
۴) نکا غایب: ازدواجت معلوم نیست با چه شخصیه؟
در کل اگر ۱۰۰۰بار هم حق انتخاب داشته باشم باز هم اسب رو انتخاب میکنم ولی به نحو بهتر و کامل تر چون تجربه ای که الان دارم رو اون موقع نداشتم
فرمودید به غیر از فعالیت در زمینه اسب، فوتبالیست بودن ، اگر سرنوشت شما رو وارد کار اسب نمیکرد به نظرتون فوتبالیست میموندین ؟
من فوتبال رو به صورت حرفه ای دنبال میکردم اما خوب اون زمان مثل الان پولی در فوتبال نبود من به غیر از دوتا زانوی آسیب دیده چیزی از فوتبال نصیبم نشد .
در موفقیت یک کورس چه مواردی نقش دارن و سهم هرکدومشون چقده؟
چند عامل باید باهم یکی بشن تا موفقیت حاصل بشه .
۱) اسب با خط خونی مناسب
۲) شرایط تغذیه ای و نگهداری مناسب اسب و مربی خوب
۳) سوارکار خوب داشته باشد .
دو عامل اول اگر وجود نداشته باشد عامل سوم هیچ نقشی ندارد .
پیشرفت رشته کورس رو در ایران چگونه میبینید؟
متاسفانه اسب های ما از پیشرفت ساختاری ما جلوتر هستن . ما اسب های خوبی داریم چه ترکمن ، چه عرب و چه تروبرد ، تا زمانی که اختیار کامل دست مالکین اسب و بخش خصوصی نباشد این صنف در همین حد خواهد ماند . ما مشکل عدم برنامه ریزی و مدیریتی داریم . مثلا ما نمیتونیم جایزه کورس دبی رو با ایران حتی مقایسه کنیم . جایزه میلیون دلاری کورس دبی رو اسپانسرهای قوی و اسب های قوی هستن که تامین میکنن. هنوز در بخش آیین نامه هم مشکل داریم .
در پایان چه توصیه ای دارید برای علاقه مندان به سوارکاری و کورس؟
برای اینکه موفق بشوند باید اسب رو دوست داشته باشن و باهاش زندگی کنن . باید تجربه کنن ، افرادی که با پول بیان اما علاقه نداشته باشن توی این رشته موندگار نمیشن ، چون باید زحمت کشید . اما ارزشش رو داره چون این ورزش ، ورزش خیلی خوبیه و آدم لذت میبره .
اخبار سوارکاری مادیون مرجع اخبار سوارکاری اخبار سوارکاری مادیون مرجع اخبار سوارکاری



یک نظر
تعقيب: مصاحبه با خانم ملیکا غروی - مادیون نیوز مرجع اخبار سوارکاری