خانه / آشنایی با قهرمانان / مصاحبه با آقای مجید شریفی
مصاحبه با آقای مجید شریفی
مصاحبه

مصاحبه با آقای مجید شریفی

مصاحبه

مصاحبه با آقای مجید شریفی

* کمی از خودتان بگویید ( سن سابقه فعالیت زمان ورود به این رشته دوره های سپری شده )

من 43 سالمه.از سال 67 سواری می کنم.در ابتدا به باشگاه سپاه رفتم و کم کم در کلاس های آموزش مبتدی این باشگاه شرکت کردم. از سال 69-68 در کلاس های سرهنگ نشاطی شرکت می کردم.سال 70 اعزام به خدمت سربازی در باشگاه پونی کلاپ سپاه شدم.(یکسال زودتر از موعد به خدمت سربازی رفتم). من در باشگاه اسب سواری بودم که سوارکارهای خیلی خوبی مثل اقای علیرضایی در آنجا بودند. من اون موقع ها اسب از این باشگاه می گرفتم و به باشگاه شهدا نزد آقای سرهنگ نشاطی می رفتم. در واقع من از سال 70 به بعد مانند یک سوارکار حرفه ای کار می کردم، صبح تا شب در اصطبل بودم و هرکاری می کردم .از صبح تا ظهر به پادگان و بعدازظهر هم به باشگاه سیاهپوش می رفتم و در انجا کار می کردم. من 5 سال در باشگاه سیاهپوش بودم بعد به باشگاه چیتگر امدم و دو سالی در آنجا ماندم.دو سال در باشگاه ولیعصر،دو سال در باشگاه رخش سوار ،3-2 سال در باشگاه فرمان آرا و حدود 14 سال هم هست که در باشگاه آزمون فعالیت دارم. تقریبا از زمانی که با خانم غروی (همسرم) آشنا شدم و نامزد کردم همین جا موندگار شدم.

* مشوق شما و عاملی که باعث شد به این رشته گرایش پیدا کنید چه بود؟

من از بچگی علاقه زیادی به حیوانات بخصوص اسب ها داشتم و اینکه برادر من سوارکار بود و من یکی دوباری سواری کردم بعد بیشتر علاقه مند شدم.

* بهترین و بدترین روز ورزشی شما چه بوده است؟

نمی تونم دقیقا بگم که چه روزی هست چون تو کار ما همیشه استرس وجود داره. ما دو تا موجودی هستیم که باید باهم کار کنیم، همیشه با هم استرس میگیریم، دوتا قلب بر روی هم مینشینند که باید باهم ضربان قلبشون بالا و پایین بره ، سنسور مغز هردوتاشون با هم بایدکار کنه. اگر یه جایی دچار خطا بشی اسب هم خطا میده، یه جایی اسب به شما کمک میکنه، یه جایی شما به اسب کمک می کنی. در کل ورزشی پر از استرس هست که شما با یک موجود یا جاندار در ارتباط هستی.

بهترین روز زندگی من که خیلی دوسش دارم ، زمانی بود که اولین ماشینم رو در مسابقات سوارکاری برنده شدم. چون یکسری مشکلات با باشگاه فرمان آرا داشتم و باعث شده بود به من بی احترامی بشه که در نهایت من رو از اون باشگاه بیرون کردند. من خودم نمیخواستم از باشگاه فرمان آرا بیرون بیام چون من از وقتی که با خانمم آشنا شدم ، هم به باشگاه آزمون میومدم و هم به باشگاه فرمان آرا میرفتم که یه روز باشگاه فرمان ارا به من گیر داد که چرا به باشگاه آزمون می روی و منم گفتم اختیار خودم دست خودم هست که فردای اون روز رفتم باشگاه فرمان آرا ، که در رو به روی من باز نکردند.

*احساس خود را نسبت به اسب در یک جمله بیان کنید.

عشق – من عاشق اسب هستم. به جرأت میتونم بگم اگه از نظر شغلی وارد شغل دیگه ای غیر از سواری میشدم الان جایگاه پولدارتری از وضع فعلی خودم داشتم. ولی جایگاهی که بخوام بهش برسم و عاشقش باشم و بهش افتخار کنم رو که پیدا نمی کردم.پس کسانی که می خوان وارد این رشته بشوند و به این افتخار برسند خیلی بیشتر باید خرج کنند اما جایگاهی که من دارم رو نمی توانند هیچ وقت بهش برسند.کل پول خودشون هم بدن باز نمیتونن، چون حس من قیمتی نیست.من رکورد ایران را در دیوار عوض کردم.کسی که در ایران فقط حکم داره من هستم.من در ایران 2:17 سانت و در آلمان 2:25 سانت پریدم.

* از افتخارات و مقام های خود بگویید.

من الان در رنک سوارکاری رتبه چهارم رو دارم.در خیلی از جام ها مقام اول رو گرفتم و ماشین برنده شدم. بهترین جام های من کسب مقام اول قهرمانی کشور  (دوبار) با اسب یوتو ،کسب مقام دوم قهرمانی کشور،کسب مقام سوم قرمانی کشور (دوبار)،کسب مقام چهارم قهرمانی کشور (2بار)،کسب مقام پنجم قهرمانی کشور هستند.مقام هایی که در مسابقات sci ، نسبت به مسابقات قهرمانی کشور کسب کردم خیلی برایم اهمیت ندارند.من برای مسابقات csi خیلی ارزش قائل نیستم. من جام نشاطی را چندبار برنده شدم.در جام قهرمانی مقام اول (دوبار)،مقام دوم و مقام سوم را کسب کردم. در جام یگانگی 3-2 بار اول شدم،در جام پیشرفت 3بار اول شدم

* قهرمانی همچون شما زحمات و خون دلهای بسیاری را متحمل گردیده. کمی از سختی ها و ناهمواریهای مسیری را که برای رسیدن به این جایگاه طی نموده اید را بیان بفرمایید ؟

من از 7 سالگی هر کاری می کردم و زحماتی زیادی کشیدم . از شغل های دیگر پول در میآوردم تا بتوانم کرایه ماشین ثبت نام کلاس اسب سواری یا کرایه برگشتن از کلاس را داشته باشم. بعد از اتمام خدمتم، من ساعت 5 صبح از خواب بیدار می شدم و با یک موتور وسپا به باشگاه سیاهپوش می رفتم و پروژکتور میزدم. 12 ظهر از لواسون با همون موتور به باشگاه چیتگر می اومدم و ساعت 10:30 شب هم از اونجا بر می گشتم خونه و دوباره 5 صبح بیدار میشدم میرفتم سر کار.من دوجا کار می کردم تا خرج زندگی را دربیاورم. من هرچیزی رو که دارم رو خودم به دست آوردم چونکه من خانواده ای نداشتم که به من کمک کنند و پول بدهند.

* آیا این رشته را بعنوان شغل ثابت برگزیدید؟

بله. من وقتی وارد این رشته شدم به شغل دیگه ای علاقه نداشتم.من چند وقتی در بازار کار کردم . وقتی که اونجا کار میکردم از ساعت 3-2 بعدازظهر به بعد انگار کسی گلوتو گرفته و میخواد تو رو خفه کنه. این ورزش مثل اعتیاد است باید بوی پهن به دماغ آدم بخوره.

*با توجه به تجربیات ارزشمندی که طی سالیان بدست آورده اید بنظرتان مهمترین کارهایی که برای پیشرفت این رشته باید انجام شود چیست؟

به نظر من باید آدم های فنی در تمامی کمیته های پرش،درساژ و… سرکار بیان.سعی کنیم در این رشته همیشه نفع جمع و جامعه رو ببینیم.

* از آنجایی که این رشته ورزشی پرهزینه هست و کسانی هستند که علیرغم علاقه و استعداد استطاعت مالی برای ورود به این رشته را ندارند. نظر شما در این مورد چیست و چه باید کرد؟

اگر کسی بخواد به صورت حرفه ای و مسابقه ای این ورزش رو دنبال کنه 100 درصد پرهزینه است چونکه اسب و نگه داری آن هزینه داره. من خودم خرج 8-7 اسب رو دارم میدم ،در صورتی که با هزینه یه اسب می شود خیلی راحت هزینه یک ازداوج رو داد.به نظر من یکسری از افراد هستند که talent (با استعداد) اند. ذاتا اسب سوارند و ذاتا هم حس و عشق اسب را دارند،حالا اگه به دلیل پول داشتن یا نداشتن،پیشرفت نمی کنند نمی تونیم بگیم که فقط باید کار کنن.آدم های زیادی هستند که 10 برابر هم کار میکنند،ولی به جایی نمی رسند چون اون حس رو ندارند. (no feeling, no job ). برای پیشرفت این افراد باید این ورزش عمومی سازی بشه که متاسفانه نیست.

 

* اگر رشته پرش را دنبال نمیکردید به سراغ چه رشته دیگری میرفتید؟

من چندتا کورس دویدم. هیجان اون برام خیلی خوب بود، ولی خطر داشت چون من یکی دوباری تو کورس جایزه گرفتم بعد دیدم رقیب ها می پیچن جلوی من . ترکمن ها وقتی بفهمن که جایزه گرفتی ،یه کاری می کنن که زمین بخوری. ولی هیجان و تکنیک پرش را بیشتر دوس داشتم. اگر هم وارد رشته سوارکاری نمیشدم بوکس را دنبال می کردم. من چندسال در پادگان بسیج کاراته کار کردم و بعد آن چند سال هم، بدنسازی کار کردم اما دیدم حجم بدنم بخصوص دستام داره سفت میشه ولش کردم. من نعل بندی هم که می کردم که به من گفتند نعل بندی رو کنار بذار چون باعث میشه دست هات فوق العاده سفت و خشن بشه.

*به نظر شما در این رشته چند درصد اسب و چند درصد سوارکار نقش دارد؟

در ارتفاع 135-130 سانت ، به نظر من 50 درصد اسب و 50 درصد سوارکار نقش داره اما وقتی ارتفاع بالاتر از 140 سانت میشه 70 درصد اسب و 30 درصد سوارکار نقش داره.

* در پایان چه توصیه ای برای علاقمندان به این رشته دارید؟

من هم به کسانی که این رشته رو دوست دارند و هم کسانی که این رشته رو دوست ندارند توصیه می کنم وارد این رشته بشوند چرا که همه ی انسان ها اگر سوار اسب شوند یک آرامش عجیبی می گیرند.پزشکانی که در خارج از کشور تحصیل کردند به بسیاری از انسان هایی که با خودشون و یا خونواده هاشون مشکل دارن توصیه می کنند تا اسب سواری کنند، با یه حیوون که بیشتر منظورشون اسب هست ارتیاط برقرار کنن .من خودم شاگردی داشتم که دستش حس نداشت اما الان به راحتی راه میره و سوار اسب میشه.این فرد حتی گرمای دست خودش رو هم حس نمی کرد، اما الان هم گرمای دست خودش و هم گرمای بدن اسب رو حس میکنه، اینها همه بخاطر وجود اسب هست. حتی خود من هم که به خیلی از جاها رسیدم بخاطر وجود اسب بود.

 

برای دیدن صفحه شخصی مجید شریفی روی دکمه زیر کلیک کنید

ورود به صفحه مجید شریفی

 

 

 

همچنین ببینید

مادیون مرجع اخبار سوارکاری

( ویدئو) Christian Ahlmann & Codex One : مسابقات لنژین چمپیونز تور هامبورگ 2013

Christian Ahlmann & Codex One : مسابقات لنژین چمپیونز تور هامبورگ 2013 اخبار سوار کاری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *