استاد ممنونیم که مصاحبه ی مارو قبول کردید همه شمارو میشناسن اما اگر امکان داره برای مخاطب های ما کمی خودتون رو معرفی کنید ؟
علی رضایی هستم متولد سال 1317 از 4 سالگی سوارکاری رو شروع کردم و از 6 سالگی به صورت رسمی سوارکاری می کردم و در سن 8_7 سالگی سوارکار حرفه ای شدم .
من اصالت بختیاری دارم و ما بختیاری ها کارهای سخت من جمله همین سوارکاری توی خونمون هست و همین عامل بود که باعث شد من تو سن 7_6 سالگی خیلی خوب سوارکاری رو یاد بگیرم . البته پدر من هم سرپرست یک اصطبل معتبر بود و به اون واسطه بود که من میتونستم با اسب های خوبی تمرین کنم .
این علاقه به سوارکاری کی درونتون شکل گرفت ؟
ببینید همونطور که خدمتتون گفتم پدرم توی این رشته بود ایشون سوارکارکورس بودن و من از همون بچگی مسابقات کورس رو میدیدم تو یه محلی بود به اسم جلالیه . پدرم مسگفت اون موقع که من هنوز به دنیا نیومده بودم میدون توپخونه میدون کورس بود بعد از میدون توپخونه جلالیه شد میدون کورس و من هم تو همون میدون توپخونه سوارکار شدم . اونجا جایزه های خیلی خوبی بردم چند باری دچار حادثه شدم تو میدون جلالیه یکی دوباری زمین خوردم اما خیلی خطرناک نبود بعد از میدون کورس جلالیه اومدیم خرگوش دره ، خرگوش دره جنب کارخونه ی ارج زیر استادیوم آزادیه اونجا هم میدون کورس داشت و هم محوطه ی پرش و هم زمین چوگان و من در حین اینکه تو کورس بودم ، رشته پرش هم میدیدم و کم کم وارد رشته ی پرش شدم یادمه اولین باری که پریدم حتی نمی دونستم اصطلاحاتش چیه و با زین کورس پریدم یه زین کوچولو یک کیلویی، جالب اینجاست که اول شدم و استقبال و پذیرایی خیلی خوبی ازم شد .
با زین کورس رفتید و اول شدید ؟؟؟
اون موقع مسابقات اینطوری برگزار میشد که درطول سال 10تا جمعه کورس داشتیم 5 تا بهار و 5 تا پاییز ، جمعه ی ششم مختص مسابقات پرش بود مربی من تیمسار خزایی بود که همیشه تو مسابقات اول بود و از همون اول بهمون آموزش می داد که چیکار کنیم اما من از همون اول کار ، سیستمی که خودم تو ذهنم بود پیاده می کردم . من سواری نبودم که تو مسابقات آروم برم اونا هی بهم میگفتن آرومتر ولی من به تاخت می رفتم با اسب چون این چیزی بود که حسم بهم میگفت انجام بدم و ماحصل این حس فرمی شد که الان اونایی که تو مسابقات میپرن سیستم منو دارن پیاده میکنن .
استاد در مورد این فرم هم توضیحی بدید ؟ یعنی همون موقع حس می کردید یه همچین چیزی کمه و سوارکارها باید با یه همچین فرمی بپرن یا اینکه مربی ها خوب نبودند یا علم سوارکاری و پرش زیاد پیشرفت نکرده بود ؟
نه نمیشه گفت سوارکاری زیاد پیشرفت نکرده بود علم روز به شکل کامل به ایران نرسیده بود و خیلیا نمیدونستن روش صحیح پرش چه جوریه من از اول به این روش عادت کرده بودم که خوشبختانه روش صحیحی بود . مربی هایی هم که از خارج میومدن هی میگفتن یواش یواش !!! شاگردای خوبی تحویل جامعه ی سوارکاری دادم مثل عزت الله وجدانی ، علیرضا خوشدل ، مجید شریفی ، داود پوررضایی و حسین پور رضایی که همشون به تیم ملی رسیدن و یکیشون دو سال پیاپی هم در رده ی جوانان و هم در رده ی بزرگسالان قهرمان کشور شد . اینا همشون سوارکارای خوب و مربی های خوبی شدن که کم کم وقتشه که شاگردای اینا وارد میدون بشن . الان دیگه کلاسای سوارکاری با قدیم خیلی فرق کرده ، قدیم اونی که من خودم یقین داشتم صحیحه انجام می دادم اما الان علم روز رو پیاده میکنم اما فرم و سیستم خودم هم در کنار علم روز دنیا به شاگردام آموزش میدم که باعث میشه بچه ها خیلی قوی و محکم بشن تو سوارکاری .
استاد آیا دلیل اینکه شما وارد رشته ی سوارکاری شدید حضور پدرتون در رشته ی سوارکاری بود و یا حتی اصرارشون یا اینکه خودتون خواستید که وارد این رشته بشید ؟

این قضیه برمیگرده به 67 سال پیش اون موقع پدرم توی باشگاه فرح آباد سرپرست بود ، یه روز مقامات بلند پایه ی حکومتی اومده بودن بازدید از شانس خوبم اون لحظه من سوار اسب بودم و پرش های منو دیدن ، اون روز پرش های خیلی خوبی هم کردم و ماحصل این اتفاق استخدام من به صورت رسمی در سن 14 سالگی بود . یادمه اون موقع 160 تومن حقوق می گرفتم در حالیکه حقوق مدیر مدرسمون 120 تومن بود و معلمامون هم 100 تومن بود .خلاصه همیشه جیبم پر از 100 تومنی بود و اون موقع 100 تومنی خیلی ارزش داشت .
سوارکاری رو به عنوان شغل ثابتتون انتخاب کردید ؟
بله چون حقوق خیلی خوبی داشت . جاهای دیگه سالی 13 ماه حقوق می دادن اما ما سالی 17 ماه حقوق میگرفتیم و هر 3 ماه یه بارم بهمون پاداش می دادن .
آیا این حقوق مزایای خوب باعث شد شما این رشته رو به عنوان شغل ثابتتون انتخاب کنید یا اینکه اگر این شرایط ایده آل پیش نمیومد بازم این رشته رو ادامه می دادید ؟
من به خاطر پول وارد این رشته نشدم چون پدرم خوب بهم میرسید و تا حدی منو دوست داشت که حاضر بود هرچی داشت برام بذاره و پیگیر وضعیت ورزش من بود یادمه همیشه می گفت ، هرچی لازم داری بگو برات تهیه کنم اون زمان من چکمه ی بالا قرمز پا میکردم که فقط شاه میپوشید و کامبیز آتابای و اصلا کسی نمیدونست چکمه ی بالا قرمز چی هست . توکورس به جایی رسیده بودم که میومدن التماس میکردن که علی بیا این اسب رو سوار شو من قیمتم رو دو سه برابر قیمت معمول اعلام میکردم
اما با این شریط بازم قبول می کردم . بعد از کورس اومدم سراغ پرش و خودم رو به جایی رسوندم که قهرمان کشور شدم و هنوز بعد از این همه سال رکورد پر امتیازترین سوارکار کشور متعلق به منه . من 11 مقام اول تا سومی را در قهرمانی کشور کسب کردم . نفر بعد از من علیرضا خوشدله که 10بار این مقام هارو کسب کرده . نفرات بعدی هم خیلی فاصله دارن .
البته اینم بگم که من تازه از سن 36_35 سالگی وارد مسابقات قهرمانی کشور شدم چون تازه اون زمان بود که مسابقات قهرمانی کشور در ایران آغاز شده بود ولی علیرضا اون زمان 23_22 سالش بود .ما اون موقع اصلا به این چیزا اهمیت نمیدادیم یه دوره که قهرمان کشور شدم سرم گیج رفت و این سرگیجه به خاطر آسیبی بود که به مهره ی کمرم وارد شده بود داشتم از خط رد می شدم که دیدم دارم از رو اسب میوفتم خط رو که رد کردم گردن اسب رو گرفتم و اومدم پایین یه دقیقه نشستم و چشمامو بستم تا اینکه حالم بهتر شد اون مسابقه فینال بود راندهایی که تو روزهای قبل هم برگزار شده بود اول شده بودم خط رو که رد کردم همه دست زدند ، قیامتی به پا کردند همه با خودشون گفتن علی رضایی قهرمان کشور شد…
بعد که سرم گیج رفت و از اسب پیاده شدم از مانژ که اومدم بیرون زنگ زدن گفتن اخراج ، متاسفانه اون موقع حتی قوانین رو به ما یاد نداده بودن و ما نمیدونستیم که اگر توی مانژ از اسب پیاده شیم این یه تخلفه .
به هر حال یه قهرمانی من اینجوری از بین رفت و در واقع اولین قهرمانیم…
استاد به نوعی رکورد دار بیشترین آسیب ورزشی شما هستید بعد از جکی چان ( با خنده ) !!!!!
شاید باورت نشه دختر گلم اما من 29 جای بدنم شکسته نه اینکه زخم شده باشه کاملا شکسته یه بارم یه تفنگ شکاری دستم بود و همون طور که باهاش تیراندازی کردم لوله ی تفنگ ترکید و به رگ عصبم آسیب زد .
استاد دلیل این همه آسیب چی بود ؟؟ جرات ؟؟شر و شیطنت ؟؟ بد شانسی ؟؟
آفرین شیطونی در درجه ی اوله می خواستم یه کارایی کنم که کسی نتونه انجام بده .
استاد همه تو زندگی ورزشیشون روز خوب و بد داشتن از روز خوب و بد ورزشیتون بگید ؟
روزی که 120تا سکه ی طلا بردم بابت قهرمانی در سه دوره از پنج دوره ی کورس خیلی بهم چسبید
روزی که با اسب از کوه پرت شدم پایین و مهره ی کمرم شکست و خیلی اذیت شدم قرار بود هلی کوپتر بیاد منو ببره چون اصلا نمیتونستم تکون بخورم و و ضعیت خطرناکی داشتم طوری که از شدت درد دستم رو گاز میگرفتم .
اگر بخواین احساس خودتونو نسبت به اسب در یک جمله مختصر بیان کنید چی می گین ؟؟؟
اسب مثل جون منه من اگر 10بار بمیرم و دوباره به دنیا بیام باز هم میرم سراغ اسب
استاد اگر که جلوتون رو بگیرن و بگن حق نداری به اسب نزدیک شی و برو سراغ کار دیگه اون موقع میخوای چیکار کنید ؟؟
تورو به خدا این حرف رو نزنید اگر روزی این حرف رو بشنوم اوضاعم می ریزه بهم چون خیلی به اسب وابسته ام .
فرمودید به اسب خیلی وابسته اید ، تا حالا شده اسبی داشته باشید که با از بین رفتنش ناراحت شید ؟؟
این حالت بیشتر در خانم ها وجود دارد چون خانم ها بیشتر دل میبندند و وابسته می شن حالا هم به اسب و هم به سگ و گربه ولی در آقایون این وابستگی خیلی کمتره من انقدر که از این دست اتفاقا واسم افتاده مثل اینکه بعضیاشون پاهاشون ناقص شده بعضیاشون مردن بعضیاشون از کوه پرت شدن دیگه چشم و گوشم پر شده از این چیزا .
استاد چی شد که ایران موندگار شدید ؟؟
من عاشق ایرانم و وطنم رو خیلی دوست دارم . چون اینجا میدونن من کی هستم و برام ارزش قائلن ، یادمه یه روز فدراسیون یه مسابقه ای تحت عنوان جام علی رضایی برگزار کرد برای بزرگداشت من . اونجا یه بنر خیلی بزرگ زده بودن از موقعی که من رکورد پرش رو جابجا کردم و زیر عکسم نوشته بودن سلطان سوارکاری ایران . حسی که اون موقع داشتم خیلی حس قشنگی بود .
استاد شما از شروع کار شرایط خوبی واستون پیش اومد البته این به خاطر استعداد درخشان خودتون بود می خواستم بدونم شما تو این مسیر سختی ای هم کشیدید ؟؟
مگه میشه کسی بدون زحمت کشیدن و تحمل سختی به جایی برسه .
تا حالا شده اینقدر اذیت شید که از ادامه ی راه دلسرد شید ؟
نه من هیچوقت دلسرد نشدم البته لازمه اینو بگم که خیلی چوب لای چرخمون کردن اما من آدمی نبودم که بخوام جا بزنم .
سخت ترین مرحله ای که در طول عمر حرفه ایتون طی کردید کی بوده ؟؟
سخت ترین مرحله ی زندگی ورزشی جایی بود که میخواستم از بیمارستان فرار کنم چون قرار بود که داخل ستون فقراتم پلاتین بذارن اون زمان من 35 _34 سالم بود و اگر این اتفاق می افتاد من دیگه هیچوقت نمی تونستم سواری کنم .
استاد به نظر شما در موفقیت یک سوارکار چند درصد اسب و چند درصد سوارکار نقش داره ؟؟
اگر سوارکار خوب باشه این درصد 50 _50 میشه ولی بعضی وقت ها سوار درصد کمتری داره چون اونقدر که باید حرفه ای نیست و اون ضعف سوار رو اسب باید جبران کنه .
به نظر شما در حال حاضر چه کمبودها و مشکلاتی در این رشته وجود داره که باید حل بشه ؟؟
از نظر مالی فدراسیون داره خوب کار میکنه و نسبت به قبل خیلی بهتر شده ولی بازم کمه . اداره ی کل تربیت بدنی می بایست که بودجه ی بیشتری اختصاص بده به فدراسیون سوارکاری ، ببینید همه میگن که ورزش سوارکاری یه ورزش اشرافیه اما به هیچ وجه اینجوری نیست تمام این سوارکار های خوبی که الان دارن میدرخشن جزو طبقات دو و سه جامعه ی ما هستند و آدمای اشراف زاده و پول داری نبودن ، خود من مگه کی بودم ؟؟!! پدرم سرپرست یه اصطبل تو یه باشگاه بود . نه نخست وزیر بود نه وزیر و نه وکیل .
رشته پرش یه رشته ی پر هزینست چون اگر بخوای حرفه ای کار کنی باید اسب داشته باشی که این خودش کلی هزینه در بردارد به علاوه ی هزینه ی لوازم جانبی و لباس و …در این بین کسایی هستند که خیلی استعداد و علاقه دارن اما استطاعت مالی ندارن مطمئنن شما خودتون شاگردایی داشتید که استعداد داشتن اما نمیتونستن اسب بخرن ،این بچه ها باید چیکار کنن ؟؟
من یه زمان باشگاه سوارکاری افشین که الان شده نمک آبرود رو گرفتم . خودم ساختم حتی باکساش هم خودم ساختم با شهرداری به مشگل خوردم و بعدش هم شش ماه رفتم آمریکا و باشگام رو فروختم . خدا خودش شاهده که اون موقع کسایی بودن که تو مسابقه شرکت می کردن که حتی پول نام نویسی شونم خودم می دادم . نمیخوام اسم ببرم اما اون زمان دو تا دختر
15 _14 ساله بودن که مادرشون با خانم من دوست بود اینارو من هیچ پولی ازشون نمیگرفتم چون قلبا دوست داشتم حمایتشون کنم .در هر حال وضع اقتصادی الان خوب نیست و این اسب دارای پولدار باید کمک کنن به جوون ها . اما خیلی از این پول دارها خسیس بازی در میارن و خرج نمیکنن و مثل امثال من اهله بریز بپاشو ولخرچی نیستن .
استاد فرض محال میگیریم که رشته ی پرش اصلا وجود نداشت آیا توی کورس می موندین ؟؟
ببین تو کورس تا حدی میتونستم بمونم تا سن 36 الی 40 سالگی بعد زمانی که 56 کیلو شدم دیگه کورس برام مشگل شد با یه زین یه کیلویی می شدم 57 کیلو در صورتی که اسب باید با 56 کیلو وزن بدود هر یه کیلو که سنگین میشی به ضرر خودته .
یادمه اون زمان یه حاج خدا قلی داشتیم که سن و سال بالایی داشت اون خوب میتونست کورس شرکت کنه علیرغم سن بالایی که داشت چون هم ترکمن بود کورس تو خونش بود هم 44 _43 کیلو بیشتر نداشت من خودمم سه چهار سال پیش تو مسابقات کورس پرش شرکت کردم که این مسابقات خیلی مسابقات پر ریسک و خطرناکیه تو اون مسابقات یه اسب خوب دادیم به یاسر رفسنجانی که با همون اسب اول شد . مسابقات کورس پرش خیلی مشگل تر از کورسه چون با سرعت زیاد باید از مانع بپری و این احتیاج به تبحر و جسارت دارد .
استاد چرا تو همچین مسابقات خطرناکی شرکت کردید ؟؟
هیچکس نمیتونه حریف من شه و هرچی که بخوام میرم دنبالش .
با توجه به تجربیات ارزشمندی که توی این سال ها بدست آمده بود در حال حاضر بزرگترین معضل سوارکاری ما رو چی می بینید ؟؟قرنطینه ؟؟
بله قرنطینه به جای خودش، اما اگر قرطینه هم درست بشه باید به این فکر کرد که سوارهای ما با این اسب های ایرونی نمیتون خارج سرشون رو بلند کنند چون که عرب ها اسب های 18_17 میلیاردی سوارن . و مشگل دیگه این بود که ما اینجا اسب واسه سواری زیاد داریم و ما رو ارضا میکنه اما زمانیکه می رفتیم خارج توی مسابقات اون کشورهایی که نزدیک بودن به محله مسابقه اسب های خودشون رو میاوردن و کشورهای دیگه که اسب نمیاوردن بهشون اسب میدادن که باهاش بپرن و ترتیب تقسیم اسب ها به شکلی بود که اسب های خوب رو به ترتیب بین کشورهای کره و ژاپن و چین وتایلند و امثال اینا تقسیم میکردن و اون اسب درجه دو هارو میدادن به ایران .
زمان مهندس لنکرانی یه تیم تشکیل دادم برای مسابقات کره مهمی که در پیش بود اونقدر سخت گرفتم که از هشت نفری که انتخاب کرده بودم چهار نفر خوشون انصراف دادن از ادامه ی همراهی سال 68 بود رفتیم و با اون تیم چهار نفره که متشکل بود از بابک شکی ، داوود بهرامی ، عباس مهاجر و همایون وجدانی رفتیم و تونستیم خوب از عهده ی اون اسب هایی که بهشون دادیم براومدن اینا رفتن و اونجا با اسب های معمولی ای که بهشون دادن جزو بهترین ها شدن بابک و داوود و همایون 70% تو این موفقیت نقش داشتن و اسب هاشون 30% . واقعا باید گفت که در درجه ی اول اسب ها غریبه بودن و سوارامون نمی دونستن که اسب ها تند میرن ؟ پد میپرن ؟ اون موقع هم نمی شد اسب رو تا کره برد چون خرجش خیلی زیاد می شد ، به هرحال ما رفتیم و نتیجه ای که گرفتیم مدال طلا بین 17 تا تیم بود . واقعا سوارای ما بهترینن .
شما روی نسل جدیدم این اعتقاد رو دارین ؟؟
100% به شرطی که درست تربیت بشن و یه آدم دلسوز بالا سرش باشن .
استاد میخوایم که از جذابیت ها و تفاوت های این رشته واسمون بگین ؟
تو یه مسابقه شاید 50 تا یا 100 تا رقیب داشته باشید و تو یه زمان خیلی کوتاه باید هر چیزی که در چنته داری رو کنی مثل فوتبال جلوت باشه و یه تیم همرات و این خودش یکی از عوامل حساسیت و جذابیت این رشته است . به غیر از این ویژگی های دیگه ای هم تو این رشته هست مثل لذت ارتباط با یه موجود زنده به نام اسب .
نظر خودتونو در مورد این جذابیت ها برای کساییکه هنوز وارد این رشته نشدن اما علاقه مند هستن که وارد بشن رو بگید ؟
برای اینکه این علاقه مندی به وجود بیاد و استعداد شکوفا بشه باید از کودکی و دبستان شروع کنند و برن باشگاه ها و استعداد یابی شن و اون بچه های با پتانسیل رو جدا کنن که روشون سرمایه گذاری کرد . سن خیلی مهمه تو این رشته و هرچه از سنین پایین تر شروع بشه نتیجه ی بهتری میشه گرفت . الان تازگی ها در تهران وضع خیلی خوب شده که بچه های کوچیک رو میارن و با اسب های پونی مسابقه میدن چون این بچه ها هستن که آینده ی این رشته رو می سازن . من خودم 300 تا کاپ داشتم و هرجا که مسابقه ای برگزار می کردم کاپ هایی که خودم برده بودم به عنوان جایزه به نفرات اول تا سوم هدیه می دادم . الان از کاپ هام 70_60 تا بیشتر نمونده که تو ویترینم نگه داشتم .

اخبار سوارکاری مادیون مرجع اخبار سوارکاری اخبار سوارکاری مادیون مرجع اخبار سوارکاری