خانه / اخبار سوارکاری / اسب تروا – قسمت اول
مادیون مرجع اخبار سوارکاری
مادیون مرجع اخبار سوارکاری

اسب تروا – قسمت اول

اسب تروا – قسمت اول

مادیون مرجع اخبار سوارکاری – اسب تروا – قسمت اول

یونانی ها در دهمین سال جنگ تروا، ناامید از ناتوانی خود در تسخیر شهر، به یک حیله متوسل شدند. تقریباً همه می دانند که چرا این اسب ساخته شد و چه چیزی در داخل شکم توخالی مجسمه پنهان شده بود. با این حال، کل داستان کمی پیچیده تر از آن است و شامل چندین قسمت جالب است که می توانید در مورد آنها بیشتر بدانید.

اپیوس و ساخت اسب

برای عملی شدن طرح ادیسه، یونانی ها به یک مهندس ارشد احتیاج داشتند. خوشبختانه، آنها یکی را در میان خود داشتند: اپیوس (Epeius). او به ترسو بودن شهرت داشت، اما افراد زیادی در این کره خاکی وجود نداشتند که بتوانند از نظر دانش و بینش با او رقابت کنند. وی برای ساخت یک اسب تو خالی عظیم از تخته های صنوبر، که در کوه آیدا بریده شده بودند، به سه روز و چند یاور نیاز داشت. به دنبال توصیه ادیسه، اپیوس در یک طرف اسب چوبی یک درب تله ای نصب کرد و روی طرف دیگر آن این حروف بزرگ را حک کرد: “یونانی ها برای بازگشت به خانه خود، این پیشکش را به آتنا تقدیم می کنند.”

قهرمانان در اسب

هنگامی که اسب چوبی ساخته شد، ادیسه تلاش کرد تا دلیرترین و ماهرترین جنگجویان یونانی حاضر در تروا را ترغیب کند تا کاملا مسلح به شکم اسب صعود کنند. برخی می گویند که 23 نفر بودند، در حالی که دیگران حدس می زنند که آنها بین 30 تا 50 نفر بوده باشند. در هر صورت، مطمئناً می دانیم که علاوه بر ادیسه، منلائوس، دیومدس، نئوپتولوموس، آکاماس، استنلوس و توآس نیز در آنجا بودند. اپیوس حتی اگر مردد هم بود، باید به آنها می پیوست: به هر حال، او تنها کسی بود که می دانست چگونه درب های تله ای را کنترل کند.

هنگامی که شب فرا رسید، یونانیان باقیمانده چادرهای خود را آتش زدند و با هدایت آگاممنون، به سمت جزیره Tenedos رفتند. برنامه این بود که یک شب آنجا بمانند و سپس به تروا برگردند. پسر عموی ادیسه، سینون، تنها کسی بود که جا گذاشته شد و آن هم به یک دلیل، او قرار بود لحظه مناسب بازگشت را به آنها نشان دهد.

کشف اسب تروا

در اوایل روز، پیشاهنگان تروا با منظره ای روبرو شدند که برایشان بسیار سرحال کننده بود، اردوگاه یونانیان در خاکستر. پریام و پسرانش بلافاصله بیرون آمدند تا با چشمان خود شاهد این معجزه باشند. و البته تنها چیزی که در آنجا یافتند یک اسب چوبی غول پیکر بود که به آتن اختصاص داشت. آنها مدتی در شگفتی ایستادند، قبل از اینکه تیموئتس پیشنهاد دهد که آنها باید اسب را به تروا برده و به ارگ آتن بکشند، کاپیس، با این حال، ایده ی دیگری داشت. “ما باید این هدیه جعلی یونانی را به دریا بیاندازیم، یا زیر آن شعله ای برافروخته کنیم، و یا با نیزه شکم آن را کاوش و سوراخ کنیم! “پریام طرفدار پیشنهاد تیموئتس بود. از آنجا که اسب هدیه ای به یک الهه بود، هتک حرمت به نظر پادشاه تروا ایده خوبی به نظر نمی رسید.

هشدار Laocoon

درست در همان لحظه ، کاهن تروایی لائوکون با عجله از ارگ به پایین آمد و جمعیت زیادی را دنبال خود آورد، از دور شروع کرد به فریاد زدن: “ای مردان شوربخت! این چه جنون است؟ چه کسی فکر می کند دشمن های ما فرار کردند؟ فکر می کنید هدایای یونانیان حیله نیست؟ آیا اولیس را نمی شناسید؟ … این دام است. ای هموطنان، به این اسب اعتماد نکنید، هرچه ممکن است بیاورد! من از یونانی ها می ترسم ، حتی وقتی هدیه می آورند. ” با گفتن این حرف، لائوکون نیزه ای را در جهت اسب چرخاند. تشویق های متعدد این عمل را تایید کردند: “بسوزان!” “سوراخش کن!” “آن را از روی دیوارها پرت کن!”

ادامه دارد…

 

همچنین ببینید

مادیون مرجع اخبار سوارکاری

عملکرد شگفت انگیز دنیل کویل در گرند پریکس پنج ستاره روتردام

عملکرد شگفت انگیز دنیل کویل در گرند پریکس پنج ستاره روتردام مادیون مرجع اخبار سوارکاری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *